صهیونیسم

: چهار شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ :

تضاد يهوديت و صهيونيسم


محمد مسيح مهدوي

بسم الله الرحمن الرحیم

بيانيه نتوريا کارتای بين الملل به مناسبت کنفرانس نقش رسانه ها در حمايت از انتفاضه فلسطين

انشاء ا... که خداوند به من توفيق دهد تا سخنانم وی را خوشنود ساخته و همچنين مورد التفات شما حضار محترم قرار گيرد . السلام عليکم .

همچنين مي خواهو از اين فرصت استفاده نموده و از رهبر معظم ، رئيس جمهور و دولت ايران تشکر نمايم که امروز مجال صحبت در اين مکان را به ما داده اند . انشاء ا... پروردگار برای ساليان متمادی به ايشان برکت ، سلامتی و موفقيت عطا فرمايد .

موضوع پيش روی ما وضعيت کنونی در ايران و سرزمين مقدس با تاکيد بر انتفلضه ، و همچنين عملکرد و سوء عملکرد رسانه ها در اين زمينه مي باشد . اين امکان وجود دارد که وجود يهوديان ارتدکس در حوزه ای که به جنبش مردم فلسطين اختصاص يافته است در نزد برخی از حضار عزيز عجيب به نظر برسد . چنين عکس العملی ، در درون و به خودی خود ، بزرگ ترين گواه بر اين مطلب مي باشد که تحريفات رسانه ای تا چه ميزان درک توده مردم از درگيری خاورميانه را منحرف ساخته اند . حقيقت تاريخی محض آنست که مدت ها پيش از آنکه نمايندگان جنبش صهيونيستی عملاً وارد فلسطين بشوند اين حرکت با دشمنی خشمگين مواجه گرديده بود .

بلی ، مدت ها پيش از آن نهضتی که عموماً به عنوان ملی گرايي عربی و يا بعد ها به اسم ملي گرايي اسلامی معروف گرديد ، مجبور به رويارويي با صهيونيسم شود ، مدت ها پيش از آنکه خونی ريخته شده ، جنگي پديد آمده ، يا سلب مالکيتی به حقيقت بپيوندد ، نبرد بر عليه صهيونيسم آغاز گرديده بود . و آن نبرد را خود مردم يهود آغاز کرده بودند ، و يا به بيان بهتر ، آن بخش از جهان يهود که جهد مي کرد تا اعتقادات و عقايد مذهبی خويش کهن را حفظ نمايد اين نبرد را آغاز نمود .

صهيونيسم ملی گرايي مادی بوده و توسط يک يهودي بي اعتقاد و بدون عمل که تئودور هرتزل نام داشت پديد آمده است . از آغاز بسته شدن اين نطفه ، يهوديان معتقد در سراسر جهان آنرا محکوم نموده اند .

دو دليل برای اين مخالفت وجود داشته است ، يکی در جوهره و ديگری در عمل . مخالفت جوهری در اين ديدگاه صهيونيسم ريشه دارد که ايشان عقيده دارند تبعيد يهود به دليل ملاحظات دنيوی بوده است ، يعنی عدم توانايي فيزيکی يهود در پس گرفتن سرزمين خود به وسيله استفاده از زور . در اين ديدگاه تنها هدف تاريخ يهود بنيان گذاری دولتی مادی و ملی گرا مي باشد ، عقايد موروثی و سنتی به تبعيد به عنوان تنبيهی از برای يک گناه مي نگريست ، بدون آن که اين ضعف دنيوی را با آن ممزوج نموده و بيافزايد . به همين شکل ، عقايد سنتی رهايي غايي قوم يهود و در حقيقت تمامی بشريت را به نيروهای معنوی ، مانند نيايش ، توبه ، اعمال صالح و مطالعه کتب مقدس ، مربوط مي داند . اين کوشش ها به دوران ماشيح رهنمون خواهد گرديد ، هنگامه ای که تمامی بشريت نهايتاً و بگونه ای ناگهانی از ظلم آزاد گرديده و به اتفاق يکديگر و با مسرت به پرستش خداوند در خواهند آمد . بنابراين سصهيونيسم نهايت کفر بوده و حکومت پروردگار بر امور بشری را انکار مي نمود .  تقريباٌ تمامی صهيونيسم ها به لحاظ عمل غير مذهبی بوده اند ، بنابراين هدف اين جنبش و موفقيت متعاقب آن سبب گرديد تا تعاليم و انجام دستورات  تورات مقدس به شکلی گسترده مردود گردد .

به علاوه به تمام طهوديان معتقد به تورات فرمان داده شده است که با همسايگان غير يهودی خود در صلح و آرامش زندگی کنند و ايشان نيز هميشه سعی در انجام اين عمل داشته اند ، همچنين تورات از ايشان خواسته است تا در هر سرزمينی که مسکن گزيده اند شهروندانی وفادار باشند ، و برای قرن ها در کشور های اسلامی به اين موضوع عمل مي شد ، جائيکه با يهوديان به احترام و با صلح وصفا رفتار مي گرديد .

تنها ماموريت ما به عنوان يک قوم آنست که در خدمت باری تعالی باشيم . از درگيری با ديگر اقوام بايستی به هر قيمت جلوگيری شود . اين ضرورت به ويژه در مورد قومی که در تبعيد به سر مي برند حقيقت دارد . برای قومی که تورات به ايشان فرموده است تا وضعيت خود را به عنوان يک ملت در تبعيد با فروتنی بپذيرند ، تجاوز به ديگران پاسخی ناشايست مي باشد . صهيونيست ها برای آنکه کنترل سرزمين مقدس را از دست مردم فلسطين در آورده و غضب کنند نخست بر انگليسی ها و بعد ها بر ديگر دول فشار مي آوردند و صحنه ای بود که يهوديان مومن و معتقد به تورات با ترس و وحشت آن را به مشاهده نشسته بودند . حملات ويژه صهيونيست ها به مردم فلسطين دارای اشکال بسيار زيادی ، از مهاجرت انبوه گرفته تا درگيری مسلحانه ، بود . يهوديان ضد صهيونيست با تمامی اين اقدامات و اعمال مخالفت مي ورزيدند .

در اين خصوص مهمترين نکته ای که بايستی به آن توجه نمود اينست که يهوديان پرهيزگاری که در قرن هجدهم و اوايل قرن نوزدهم در سرزمين مقدس سکونت داشتند جملگی ضد صهيونيست مي بودند . ايشان با مهاجرت صهيونيستی که در پايان صده نوزدهم آغاز گرديد مخالفت نمودند ، و برخلاف کليشه های رسانه ها ، اين مهاجرين قبلی از آنجايي که هيچ طرح و نقشه ای برای غصب حاکميت از فلسطينيان نداشتند از سوی ساکنين اين سرزمين مورد پذيرش واقع گرديده بودند ، اين سناريو شاهد ديگری بر اين مطلب است که هيچ گاه نزاعی بين يهوديت و فلسطينيان نبوده و نيست . تا به امروز شمار گسترده ای از يهوديان ضد صهيونيست در سرزمين مقدس زندگی نموده اند . مخالفت با صهيونيسم در همان جايي رهبری مي گرديد که مراکز مردمی نيروهای دشمن در آنجا واقع شده بود ، يعنی در تمامی شهر ها و روستاهای اروپای شرقی و جنوبی .

متاسفانه بعد از جنگ جهانی دوم و سبعيت های هولناکی که طی آن بر مردم يهود روا داشته شد ، همدردی جهانی به سوی صهيونيسم تغيير جهت يافت و در ميان خود يهوديان اين تصور که بايستی با صهيونيسم و دولت يهودی از در صلح در آيد در عقايد برخی – و به ويژه در ميان يهوديان – بسيار بسيار متداول گشت . اما در اينجا عبارتی کليدی وجود دارد يعنی صلحی (بايد انجام گيرد ) که منظور نظر ايشان است .

اين موضع دولت را اصولاً خدشه دار و عيبناک مي ديد اما استدلال مي نمود که چون اين مساله ديگر رخ داده ، مصلحت بر آنست که به منظور وتو نمودن امور دولت بايستی در آن شراکت داشت . مشابه اين مطلب را مي توان در مورد فلسطينيانی ديد که برای دستيابی به اهداف خويش در کنيست (پارلمان رژيم صهيونيستی ) مي نشينند . اين موضع از سوی صدها سازمان ديگر مردود شناخته شد و در ميان آنها نتوريا کارتی بين الملل افتخار دارد که در اين زمره قرار گرفته است . از اينرو، ما يهوديان ضد صهيونيست معرف کهن ترين و با ثبات ترين ديدگاه يهود در زمينه جنبش صهيونيسم مي باشيم و با برخورداری از همين نقش است که امروز ما با شما سخن مي گوييم .

ما برای مدت مديدی است که بر ضد موجوديت دولت صهيونيستی به سختی مبارزه نموده ايم . دنباله رو های ما توسط طرفداران صهيونيسم مورد ضرب و شتم قرار گرفته ، به زندان افکنده شده ، و گاهی مواقع به قتل رسيده اند ، که اين مساله از زمان قيموميت بريتانيا آغاز گرديده و تا به همين امروز و تحت همين حکومت نيز ادامه يافته است . سابقه ددمنشی صهيونيسم بر عليه اعمال (دينی) ساده يهوديت طولانی و خون آلود مي باشد .

ما هم به جهت مسائل متافيزيکی و هم به لحاظ عملی متقاعد گرديده ايم که تا آن هنگام که حکومت صهيونيستی وجود دارد در خاورميانه هرگز هيچ صلح پايداری وجود نخواهد داشت . به علاوه ما معتقديم که مردم فلسطين تنها حاکمان ذی حق تمامی سرزمين مقدس ، که البته در بر گيرنده تمامی اورشليم و الاقصی است ، مي باشند و ما شکل دقيق اين دولت آتی را به ايشان وا مي گذاريم . در اينجا سخنان کلی من به پايان آمده و حال مي توانيم به منازعات کنونی در سرزمين مقدس و نقش رسانه ها در اين خصوص بپردازيم . در سراسر فلسطين و تمامی جهان يهوديانی وجود دارند که در مورد مساله تبعيد و آلام مردم فلسطين با ايشان همدل مي باشند . اين افراد در خصوص خواسته و آرزوی فلسطينيان به برخورداری از حق تعيين سرنوشت خود با ايشان احساس همدردی مي کنند . اين يهوديان نزاع کنونی را همچون نفس های بريده و نا اميد ملت تحت سلطه ای مي بيند که به دنبال نيل به اهداف خويش مي باشد . اين يهوديان ساکت باقی نمانده و نمي مانند . ما اعضای تئوريا کارتاي بين الملل در صف پيشين سازمان های يهودی قرار داشته ايم که بارها و بارها به خيابان ها آمده ايم تا بر عليه سياست های صهيونيسم در قبال فلسطينيان اعتراض نماييم . اين فعاليت ها کار دولت صهيونيستی در دست زدن به سياست های حيوان صفتانه را بسيار سخت مي نمايد . دنيای اسلام و عرب نيازمند آنست که اين فعاليت ها را در مجامع بين المللی برجسته نموده و بر آن تاکيد کند .

ما به عنوان يهوديان ضد صهيونيست نخستين کسانی هستيم که تمايل رسانه های غربی به تحريف مسائل خاورميانه را تجربه نموده ايم . ما در اعتراض به حکومت اسرائيل ، که يا نسبت به اعمال آن و يا صرفاً نسبت به موجوديت اين کشور بوده است ، غالباً تعداد کثيری از يهوديان را به خيابان های نيويورک ، لندن ، بيت المقدس و جاهای ديگر آورده ايم . تمامی اين تظاهرات انبوه هميشه از جانب مطبوعات به گونه ای ثابت ناديده گرفته شده اند . از اينرو ، عقايد مخالف هيچگاه به منظر عموم آورده نمي شود . اغلب اوقات ما با خبرنگاری دلسوز مواجه مي شويم که به نظر قصد دارد تا ديدگاه ما را ارائه نمايد ، اما روز بعد به هيچ عنوان چيزی را در روزنامه او نمي يابيم ، روشن است که مقامات بالاتر مقاله را حذف نموده اند .

چه بايد کرد تا اين خاموشی که در رسانه های غربی نسبت به عقايد ضد صهيونيستی مسلملنان و يهوديان روا داشته مي شود با انفجاری از ميان رفته و به روشنايي مبدل گردد ؟

ما احساس مي کنيم که اولين قدم آنست که فريب حيله مکارانه اين رسانه های متخاصم را نخوريم ، رسانه هايي که سعي دارند تا آنچه را که کلاً نبردی بر عليه صهيو نيسم مي باشد چنين به تصوير در آورند که گويي اين کارزاری بر عليه يهوديت و مردم يهود است متاسفانه يک سری عوامل مانند عدم توانايي ما در خارج ساختن پيام خود ، توام با تصويری که صهيونيست ها از خود به عنوان نمايندگان يهود و يا يهوديت ترسيم نموده اند ، باعث گرديده است تا بدين ترتيب افرادی در دنيای اسلام طعمه اين دام گشته و تضاد خود با صهيونيسم را به عنوان تضادی با يهود و يهوديت توصيف کنند . رسانه های غربی به شدت به چنين اظهاراتی چنگ زده و از آنها استفاده های تبليغاتی هنگفتی مي نمايند . جنبش دادگرانه ضد صهيونيسم به وسيله مربوط ساختن آن به آنتی سميتيزم لکه دار مي شود . ما بايستی به همراه يکديگر به مقابله با اين خيال بپردازيم . از اينرو آن هنگام که احساسات تند جوانی در صفوف شما به حيله های تبليغاتی اين رسانه ها تن در مي دهند ، ذهن ها پخته تر خونسرد تر بايستی ايشان را هوشيار سازند که اين تنها جنبش خود ايشان است که صدمه مي بيند . با روشن نمودن اين مطلب که جنگ شما نه با يهوديان و يهوديت که بلکه برعليه شيطان صهيونيسم و حکومت آن مي باشد . رسانه ها از گزارش نمودن ادعاهای بر حق شما واهمه ای نخواهند داشت . آنها قادر خواهند بود تا بدون ترس از اينکه برچسب آنتی سميتيک بر ايشان زده شود پيام شما را منتقل سازند . شگفت آنکه اين دقيقاً خود صهيونيست ها هستند که امروزه دليل اصلی احساسات ضد يهودی در جهان مي باشند .

انشاء ا.. که همگی ما مورد رحمات خداوند متعال قرار گرفته و ارزش آن را پيدا نماييم تا به ويژه پايان حکومت صهيونيستی و به طور کلی پايان ( زندگی و موجوديت ) ارتداد صهيونيستی را مشاهده نماييم ، و مورد عطايای خويش قرار داده و به زودی روزی بيايد که نام پروردگار در تمامی اقصی نقاط جهان پر آوازه گرديده و تمامی بشريت انشاء ا... همراه با يکديگر و در صلح و آرامش به پرستش او بپردازند . آمين .

السلام عليکم